دارم کتاب میخونم...

واو

پنجشنبه 8 آذر 1397 07:17 ب.ظ

نویسنده : yefelani ‌
نمیدونم چی بگم واقعا
ولی حداقل تا این حد میدونم ک هیچوقت فک نمیکردم همچین کاری کنم
شاید مجازی زیاد کار کرده باشم ولی واقعی خدایی تو ارزشای من از این چیزا نبود
امروز تو پیست رفتم کنار ی داداشی باهم نیم یاعت حرف زدیم چن تا پک سیگار کشیدم:////
سرمو گذاشتم شونش.....بغلشم کردم اخر:////
حرفامون چیز خاصی نبود ...همس دربارع ی اینکه چرا نارامتیو فلان و زندگی و اینا
ای دی تلگرامم خواست بهش ندادم://
نمیدونم باز میبینمش یا ن....نمیدونم ولی خوشحالم و خیلی خوشحالم
ادم باید از محدودیتاش بزنه بالا ....!
از یکنواختی خسته شدم
خیلیم خوشحالم و حس بهتری دارم
من دقیقا وقتی یوگا کار میکنم این حسو دارم:))
هعی ....دنیا.....زمان چ چیزاییو ک تغییر نمیده.....
نمیدونم ایندم چیه نمیدونم فقط اینو امروز مینویسم ...مینوییم برا سالای بعد...
تر ادمیم بشم از کرم پشیمون نمیشم....واقعا ب هیچکس ربطی نداره و  من آزادم 
هوفففف




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 آذر 1397 07:51 ب.ظ