دارم کتاب میخونم...

سه شنبه 13 آذر 1397 08:26 ب.ظ

نویسنده : yefelani ‌
دهنم طعم سیگار میده...
اون گفت تاحالا ب کسی  سیگار نداده و نمیده...برای اولین بار
گفت من میزارم زمین از بردار
گرفتم و چند پوک کشیدم....
بهم گفت الان ب تو نمیگن سیگار
گفتم را
گفت الان دهنت تلخه...خیلی تلخه...باید  دودشو بدی تو بره تو ششت....ولی تو اینکارو نکن
 ازم گرفت یکی کشید بهم داد...بهش گفتم دادی دستم...گفت فاک!
بعد منم ک بلد نبودم...گرفتم و ی پوک طولانی و تو....
خفه شدم ازبس سرفه کردم
بهم گفت بهت گفتم نکن...نکن....
نمیدونم باید اونو مقصر بدونم ک بهم داد یا ن خودم
ب هر حال هرکی مسئول خودشه...
دو روزه دارم میرم نمیبینمش
پنجشنبه همه چیو تموم میکنم.....همه چیو....بعدش هرچیز دیگه ای..
دیگ خسه شدم از بس   ب مردن فک کردم..بسه....بسه:(
خدایا تویی ک وجودتو منکر شدم کمکم کن!...
دوستام حسابی ناراحتن برام...وقتی رفتم اشک تو چشاشون بود و بغلم گردن...فک نمیکردم انقد عزیز باشم!
گفتن تو خودخواهی ک ب ما فک نکردی....اه باز معدم بخاطر سیگار درد گرفت....
امروز تو مدرسه رفتم بیخیال...
نمیخوام بنویسم
اینم پاک میکنم..
 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 آذر 1397 08:38 ب.ظ